آمايش سرزمين و جغرافياي فرهنگي
با نظري به برنامههاي توسعه در كشور ما ميتوان دريافت كه به ابعاد جغرافيايي فرهنگ كم توجهي شده است. شايد يك دليل موجه آن، محتواي جغرافياي فرهنگي است كه در قالب برنامهريزيهاي
كوتاه مدت و حتي ميان مدت نميگنجد و تحقيقات دامنهداري را در قالب برنامهريزيهاي بلندمدت طلب ميكند. در بخش اهداف بلندمدت آمايش كه علاوه بر فرهنگ عمومي، به جوامع منطقهاي و فرهنگ هاي بومي و پراكندگيهاي آن در سرزمين ايران و هم چنين به زبان، دين و قوميت مناطق مختلف پرداخته ميشود، چنان تحقيقات و برنامههايي ضروري خواهند بود.