آمايش سرزمين و جغرافياي فرهنگي
با نظري به برنامههاي توسعه در كشور ما ميتوان دريافت كه به ابعاد جغرافيايي فرهنگ كم توجهي شده است. شايد يك دليل موجه آن، محتواي جغرافياي فرهنگي است كه در قالب برنامهريزيهاي
كوتاه مدت و حتي ميان مدت نميگنجد و تحقيقات دامنهداري را در قالب برنامهريزيهاي بلندمدت طلب ميكند. در بخش اهداف بلندمدت آمايش كه علاوه بر فرهنگ عمومي، به جوامع منطقهاي و فرهنگ هاي بومي و پراكندگيهاي آن در سرزمين ايران و هم چنين به زبان، دين و قوميت مناطق مختلف پرداخته ميشود، چنان تحقيقات و برنامههايي ضروري خواهند بود.
موزاييك انساني
جغرافياي انساني، جغرافياي اجتماعي و جغرافياي فرهنگي سه رويكرد اساسي هستند كه به بررسي روابط انسان و گروه هاي انساني با محيط ميپردازند. در مطالعات و به خصوص برنامهريزي هاي اجتماعي و فرهنگي در جوامع مختلف، پرداختن به چنين رويكردهايي اساسي است و بسياري از كشورها در برنامهريزي هاي فرهنگي و برنامههاي توسعه خود از مطالعات مربوط به آن بهره ميبرند. در ادبيات جغرافيايي ايران، طي پنجاه سال گذشته مفاهيم، روش ها و اصول جغرافياي انساني، اغلب به شكلي بدون انسجام مطرح شده و جغرافياي اجتماعي و فرهنگي نيز بسيار جسته و گريخته بيان شده و نه تنها در برنامه ريزي هاي كشور، بلكه در فضاي آكادميك كشور نيز جاي خاليآن بسيار محسوس است. از اين روي دستيابي به موزاييكي انساني بر طبق مطالعات متعدد و تكميلي آن ها ضروري است.