آموزش ضرورت نيل به اهداف برنامه
در برنامههاي توسعه ميان مدت در كشور ما، بسياري از كاستي ها و محدوديت ها به عنوانعلل عدم دستيابي به اهداف ذكر شده است. محدوديت ها و تنگناها با آن كه واقعيت داشته و شناسايي و منظورشان از ضرورت هاي برنامههاست، اما آنها هرگز نميتوانند دليلي كافي براي عدم موفقيت برنامهها باشند. چرا كه چنان تنگناهايي در هر برنامه توسعهاي موجودند و برنامه نيز با درك تمامي ضروريت ها و محدوديت ها درصدد است تا موفقيت در كسب اهداف را مقدور سازد. مروجين، مسئولان اجرايي، مديران و برنامهريزان در كلاس هاي آموزشي ميبايست به خوبي تعليم داده شوند كه وظيفه آن هاست تا با وجود تمامي مشكلات بر تنگناها غلبه كرده و اهداف برنامه را تعقيب نمايند. آن ها بايد وظايف شانرا در چارچوب اهداف برنامه و نيازهاي محلي، علايق سياسي و رفاه اجتماعي، الزامات ديوانسالاري و انتظارات جامعه و خلاصه برنامههاي بلندپروازانه و منابع ناكافي به انجام رسانند. تنگناها و محدوديت هاي ذكر شده در برنامهها به سبب اين كه توجيهي بر عملينكردن برنامههاي توسعه باشند در برنامهها قيد نشدهاند، بلكه تنها براي آن است كه كليه دستاندركاران با وقوف بدان ها، اهداف برنامهها را دنبال نموده و راه هاي عملي مناسبياتخاذ نمايند.
اهداف و راه هاي عملي ترويج و آموزش
دستيابي به اهداف برنامه از طريق ترويج كار آساني نيست. سيستم هاي ترويج معمولاً سازمان هاي بزرگ و پيچيدهاي هستند چون با هدف اجراي سياست هاي ملي و در مناطقي متنوع و وسيع و با شرايط اجتماعي و فرهنگي متفاوت روبرو هستند، با ضرورت ها وروش هاي متفاوت و حتي متناقضي مواجهاند. اگر هر يك از ضرورت ها، شرايط و روش هاي متفاوت را در نظر نگيرند، با عدم موفقيت در اهداف ترويجي توسعه روبرو خواهند شد. علاوه بر اين، آن ها بايد با حداقل هزينه، حداكثر جنبههاي ترويجي را فراهم آورند، با سازماندهي و مديريت كنترل سيستم را فراهم سازند، مشاركت از پايين به بالا را تحقق بخشيده و توانمندي همكاران و زيردستان را با استفاده از توان بالقوهشان افزايش داده و از همه نوع ارتباط در راه ترويج روش هاي آموخته استفاده كنند.
به مروجان و مربيان بايد آموزش داده شود تا پيام شان را با دقت آماده كنند و براي ايجاد علاقه در مخاطبين از مواد و وسايل مناسب استفاده نمايند تا دريافت آموزش هاي شان بهتر انجام شود. آن ها بايد از زباني استفاده كنند كه مردم محلي ميفهمند و حتي المقدور به سادگي سخن بگويند. براي آن ها بايد تشريح شود كه برقراري درك متقابل بين مروجان و مردمي كه تعليم ميبينند از وظايف مروجان و آموزش دهندگان است و آن ها نبايد هنگام روبرو شدن با دلسردي يا بيتفاوتي مردمي كه براي توسعه آموزش ميبينند، كار را رها كرده و انجام آن را به مسئوليت مردم بگذارند. همچنين مروجان بايد ياد بگيرند كه چگونه با مردم كار كنند، نه اين كه به جاي مردم كار كنند. تنها مردم هستند كه ميتوانند درباره نحوه تغيير زندگيشان تصميم گيرند و آن از وظايف كارشناسان و مروجين نيست. مشاركت در توسعه تنها در چنين فعاليت هاي مشترك و تعاملي است كه از كاغذهاي برنامه خارج شده و صورت واقعي و عملي به خود ميگيرد. علاوه بر آن، ترويج و آموزش بايد شامل كليه مخاطبان خود شود و نميتواند تنها به گروه يا قشري خاص مختص گردد.