تبليغاتX
کاوه ی بلاگر
وبلاگی که به بررسی و تحلیل پدیده های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و... به خصوص مسایل ایران می پردازد

                            ارتباطات‌ و فرهنگ

 

ارتباطات‌ و فرهنگ‌ همزيستي‌ ضروري‌ و تناتنگي‌ با يكديگر دارند .ارتباطات‌ محصول ‌فرهنگ‌ و فرهنگ‌ مشخص‌ كننده‌ رمز، ساختار، معنا و زمينه‌ ارتباطي‌ است‌ كه‌ صورت‌مي‌گيرد. از سويي‌ ديگر ارتباطات‌ محمل‌ و مسير جوشش‌ و زايش‌ فرهنگ‌ است .هيچ‌ فرهنگي‌ بدون‌ ارتباطات‌ قادر به‌ بقاء و زنده‌ و در حيات‌ نخواهد بود .

تلاشهاي‌ مربوط به‌ توسعه‌ اغلب‌ به‌ واسطه‌ روشهاي‌ ارتباطي‌ ناهماهنگ‌، برخورد سطوح‌ متفاوت‌ تحصيلات‌ و سواد و استفاده‌ متفاوت‌ از زبان‌، ناموفق‌ جلوه‌ مي‌كرد .موانع‌ مهم ‌ديگر شامل‌ علايق‌ مختلف‌ گروه‌هاي‌ ذي‌نفع‌ و درك‌ متفاوت‌ از واقعيات‌ هستند .روشن ‌است‌ كه‌ قبل‌ از آن‌ كه‌ هر نوع‌ تبادل‌ فكري‌ بتواند رخ‌ دهد، اين‌ موانع‌ بايد برطرف‌ شود .اين‌ به‌ معناي‌ آن‌ است‌ بيش‌ از پيش‌، مروجان‌ توسعه‌ و تهيه‌كنندگان‌ برنامه‌هاي‌ ارتباطي ‌مجبورند عوامل‌ اجتماعي‌ ـ فرهنگي‌ و علايق‌ اجتماعي‌ ـ فرهنگي‌ افراد جامعه‌اي‌ كه‌ در راه‌ توسعه‌ گام‌ برمي‌ دارند، به‌ حساب‌ آورند و به‌ ابعاد فرهنگي‌ توسعه‌ و ارتباطات‌ حساس ‌باشند .در حقيقت‌ فرهنگ‌ مردم‌ بايد براي‌ توفيق‌ در امر توسعه‌ تجهيز شود و ارتباط براي‌توسعه‌، به‌ تحكيم‌ هويت‌ فرهنگي‌، ارزشهاي‌ محلي‌ و دانش‌ مردم‌ به‌ عنوان‌ زمينه‌اي‌ براي ‌مشاركت‌ فعال‌ آنها نيازمند است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعت 1:26  توسط دکتر کاوه احمدی علی آبادی  | 

                           افكار عمومي‌ ملي‌ و جهاني‌

 

افكار عمومي‌ مجموعه‌ عقايد افراد يك‌ جامعه‌ نسبت‌ به‌ موضوعي‌ است‌ كه‌ مردم ‌درباره‌اش‌ منافع‌ و علايقي‌ مشترك‌ دارند و به‌ عبارت‌ دقيقتر طرز تلقي‌ و واكنشي‌ جمعي‌ و مشهود است‌ كه‌جزء بزرگي‌ از جامعه‌ در برابر رويدادهاي‌ اجتماعي‌ كه‌ اغلب‌ مهم‌ تلقي‌ مي‌شود، نشان ‌مي‌دهند افكار عمومي‌ امروزه‌ بيش‌ از هرزمان‌ ديگري‌ در عرصه‌ سياست‌ و اجتماع‌ براي‌ خود جا باز كرده‌ است .اگر در گذشته ‌حكومتها مي‌توانستند با ناديده‌ گرفتن‌ خواست‌ مردم‌، خودسرانه‌ به‌ هر اقدامي‌ متوسل‌ شوند، اكنون‌ با پديده‌اي‌ به‌ نام‌ افكار عمومي‌ مواجه‌ هستند كه‌ به‌ عنوان‌ اساسي‌ترين‌عامل‌ در عرصه‌ واقعيات‌ اجتماعي‌ مطرح‌ مي‌شود. اين‌ پديده‌ تنها به‌ قلمرو داخلي‌ كشورهامحدود نمي‌شود، بلكه‌ در سطح‌ جهاني‌ نيز حكومتها و دولتها ناگزيرند افكار عمومي‌جامعه‌ بين‌المللي‌ را مراعات‌ كنند و از اقدامات‌ خودسرانه‌ و منافي‌ با افكار عمومي‌ جهان‌ پرهيز كنند.

ارتباطات‌ و رسانه‌هاي‌ جمعي‌ از طريق‌ انواع‌ تكنولوژي‌هاي‌ اطلاعاتي‌، افكار كنوني‌ جهان‌را شكل‌ مي‌دهند و متغيرهاي‌ فرهنگي‌ از جوامع‌ مختلف‌ به‌ متغيرها و عواملي‌ تأثير گذار در فرهنگ‌هاي‌ جوامع‌ ديگر بدل‌ شده‌اند. تكثر، تنوع‌ و انتشار رسانه‌ها و هويت‌ جديد كنوني‌شان‌ كه‌ آنها را از حكومتها و دولتها مستقل‌ ساخته‌ است‌، اين‌ امكان‌ را به‌ شهروندان ‌داده‌ تا از طريق‌ افكار عمومي‌شان‌، سياستمداران‌ را وادار سازند تا آنها را به‌ عنوان‌ تعيين‌كنندگان‌ اصلي‌ خواستها، علايق‌ و تصميماتي‌ به‌ حساب‌ آورند كه‌ در همه‌ عرصه‌هاي‌ ملي‌و بين‌المللي‌ اتخاذ مي‌شود .اگر چه‌ هيچگاه‌ آن‌ استقلال‌ و اين‌ تصميمات‌ كامل‌ و مطلق‌ نيست‌، اما حكومتهاي‌ خودكامه‌ كه‌ پيشتر توانسته‌ بودند شبكه‌هاي‌ وسايل‌ ارتباط جمعي‌خود را در مهار داشته‌ باشند، اكنون‌ از متوقف‌ كردن‌ جريان‌ اطلاعات‌ كه‌ از طريق‌ آنتن‌هاي‌ ماهواره‌، فكس‌ و اينترنت‌ ارسال‌ مي‌شود، ناتوان‌ مانده‌اند .از اين‌ روي‌ سياستگذاران‌ وبرنامه‌ريزان‌ امروز ناگزير از منظور داشتن‌ افكار عمومي‌ به‌ عنوان‌ واقعيتي‌ انكارناپذيرهستند و هيچ‌ گاه‌ در طول‌ تاريخ‌ سياسي‌ و اجتماعي‌، افكار عمومي‌ تا به‌ اين‌ حد ازاثرگذاري‌ برخوردار نبوده‌ است.

افكار عمومي‌ را از طريق‌ روشهاي‌ علمي‌ و پژوهشهاي‌ اجتماعي‌ سنجيده‌ و ارزيابي‌مي‌كنند و سياستمداران‌ و مسئولين‌ ناگزيرند براي‌ آن‌ كه‌ انتخاب‌ شده‌ و توسط مردم‌ موردتأييد واقع‌ شوند، خود را با افكار عمومي‌ همراه‌ ساخته‌ و تصميمات‌ خويش‌ را با توجه‌ به‌افكار عمومي‌ اتخاذ نمايند. متأسفانه‌ در كشور ما مدت‌ زيادي‌ نيست‌ كه‌ چنين‌ پديده‌اي‌ رامورد توجه‌ و سنجش‌ علمي‌ قرار داده‌ و در تصميمات‌ تعيين‌ كننده‌ نهايي‌ بدانند. البته‌سياستمداران‌ مردم‌ دوست‌، همواره‌ درصدد بوده‌اند تا تصميماتي‌ كه‌ اتخاذ مي‌كنند، مطابق‌ با خواست‌ و اراده‌ مردم‌ باشد، اما چنين‌ حدسهايي‌ چون‌ مبتني‌ بر پژوهش‌ ونظرسنجي‌ علمي‌ نبوده‌ نمي‌توان‌ به‌ حساب‌ افكار عمومي‌ به‌ معناي‌ امروزين‌ آن‌ نوشت‌ وتنها مي‌توان‌ پنداشت‌ كه‌ شايد چنين‌ بوده‌ است‌. به‌ بيان‌ ديگر، در علوم‌ اجتماعي‌ امروز،افكار عمومي‌ مترادف‌ روشها و پژوهشهاي‌ علمي‌ است‌ كه‌ هر گونه‌ اظهارنظري‌ درخصوص‌ ماهيت‌ آن‌ تنها موكول‌ به‌ نظرسنجي‌هاي‌ علمي‌ است‌، نه‌ حدسهاي‌ فردي‌ و حتي‌غريب‌ به‌ يقين‌. از اين‌ روي‌ ضروري‌ است‌ تا موسساتي‌ بي‌طرف‌ و متخصص‌ به‌ سنجش‌ وانعكاس‌ اطلاعات‌ مبتني‌ بر افكار عمومي‌ پرداخته‌ و اين‌ متغير مهم‌ برخاسته‌ از روابطاجتماعي‌ و فرهنگي‌ را به‌ عنوان‌ مهمترين‌ مبناي‌ واقعيات‌ اجتماعي‌ و اساسي‌ترين‌ ابزاراظهار عقايد مردم‌ معرفي‌ كرده‌ و مورد استفاده‌ سياسيون‌، برنامه‌ريزان‌، مسئولين‌ و مديران‌قرار دهد. اكنون‌ ديگر افكار عمومي‌ حتي‌ به‌ يك‌ جامعه‌ مشخص‌ محدود نمي‌شود و علاوه‌بر سياستمداران‌، بسياري‌ از مديران‌ سازمانهاي‌ جهاني‌ غيرسياسي‌ نيز مي‌كوشند تا افكارعمومي‌ مردم‌ در سراسر جهان‌ را مدنظر قرار دهند.

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 16:39  توسط دکتر کاوه احمدی علی آبادی  | 

                                             

                               وسايل‌ ارتباط جمعي‌

 

در يك‌ جامعه‌ مدني‌ نقش‌ وسايل‌ ارتباط جمعي‌ به‌ اطلاع‌ رساني‌، تبليغات‌ و حتي‌ پويش‌هاي‌ فرهنگي‌ محدود نمي‌شود، آنها ابزاري‌ براي‌ پاسخگويي‌ دولت‌ و كندوكاو آنهاهستند. آنها علاوه‌ براين‌ كه‌ به‌ مردم‌ اطلاعات‌ مي‌رسانند، تريبوني‌ براي‌ مباحث‌ مورد علاقه‌ افكار عمومي‌ و اعمال‌ خواستهاي‌ آنها هستند. از طريق‌ آنهاست‌ كه‌ بسياري‌ ازاعضاي‌ دولت‌ و ساير مقامات‌ به‌ پرسشهاي‌ شهروندان‌ و افكار عمومي‌ پاسخ‌ مي‌گويند وآن‌ را به‌ گوش‌ ساير شهروندان‌ مي‌رسانند. همچنين‌ در جامعه‌ مدني‌ وسائل‌ ارتباط جمعي‌به‌ نوعي‌ از نقش‌ مكمل‌ مجلس‌ برخوردارند، به‌ طوري‌ كه‌ حق‌ مشاوره‌ و موشكافي‌ در موردمسائل‌ مختلف‌ را داشته‌ و اين‌ كار را از طريق‌ مداخله‌ عموم‌ مردم‌ انجام‌ مي‌دهند، به‌گونه‌اي‌ كه‌ هر شهروند عادي‌ از حق‌ گفتن‌ و شنيدن‌ برخوردارست.

اما نكته‌ در اين‌ جاست‌ كه‌ رسانه‌هاي‌ گروهي‌ تنها هنگامي‌ قادر به‌ تعقيب‌ اهداف‌ و اجراي‌اعمال‌ فوق‌ خواهند بود كه‌ مستقل‌ باشند. حتي‌ اگر به‌ نوعي‌ برخي‌ از رسانه‌ها تريبون‌حكومتي‌ به‌ شمار مي‌روند، برخي‌ ديگر مي‌بايست‌ از استقلال‌ لازمه‌ برخوردار باشند.رسانه‌هايي‌ كه‌ بودجه‌ آنها توسط حكومت‌ تعيين‌ مي‌شود، براي‌ آن‌ كه‌ استقلال‌ داشته‌باشند، بايد در مقابل‌ كميسيوني‌ مستقل‌ يا كميسيوني‌ مركب‌ از نمايندگان‌ گروه‌هاي‌ مختلف‌شهروندان‌ پاسخگو باشند و مهمتر از آن‌، رسانه‌هاي‌ ديگر از امكان‌ رقابت‌ با رسانه‌هاي‌حكومتي‌ برخوردار باشد. رسانه‌هاي‌ خصوصي‌ را نيز مي‌توان‌ با تقسيم‌ منابع‌ مالي‌ و عدم‌تمركز آن‌ در دست‌ عده‌اي‌ معدود و هم‌ رأي‌، محقق‌ ساخت.‌

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مرداد 1385ساعت 2:49  توسط دکتر کاوه احمدی علی آبادی  | 

 

                                  فقر اطلاعاتی

 

در عصر كنوني‌ و به‌ تعبيري‌ عصر ارتباطات‌، فقر به‌ كمبودهاي‌ مادي‌ و درآمد مالي‌ اندك‌ اطلاق‌ نمي‌شود، بلكه‌ آگاهي‌ و اطلاعات‌ از اصلي‌ترين‌ معيارهاي‌ فقر است.‌ به‌ بيان‌ ديگر، مردم‌ رااز نقطه‌ نظر دسترسي‌ به‌ منابع‌ اطلاعاتي‌ متعدد و متنوع‌ در جهان‌ به‌ فقير و غني‌ تقسيم‌ مي‌شوند و اينبار اطلاعات‌ نه‌ به‌ عنوان‌ وسيله‌اي‌ براي‌ سنجش‌ متغيرهاي‌ اقتصادي‌ يا هرملاكي‌ ديگر براي‌ توسعه‌ يافتگي‌، بلكه‌ خود به‌ عنوان‌ ميزان‌ و ملاكي‌ براي‌ توسعه‌ يافتگي ‌مطرح هستند.

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مرداد 1385ساعت 15:55  توسط دکتر کاوه احمدی علی آبادی  | 

 

  

ارتباطات و اطلاع رسانی جهانی

 

تحولات‌ شگرف‌ تكنولوژي‌هاي‌ اطلاع‌رساني‌ و پيشرفت‌هاي‌ شتابان‌ فن‌آوري‌هاي‌ نظام‌اطلاع‌ رساني‌ در جهان‌ تحقق‌ عدالت‌، مردم‌ سالاري‌، كاهش‌ رنجها و كمك‌ به‌ كسب‌ حقوق‌انساني‌ و ديني‌ مردم‌ در راستاي‌ اين‌ تحولات‌ تحقق‌ خواهد يافت‌ و آن‌ هنگامي‌ خواهد بودكه‌ نگرش‌ سنتي‌ ما به‌ پديده‌هاي‌ جديد نظام‌ اطلاع‌ رساني‌ و تحولات‌ موثر در ساخت‌جامعه‌ اصلاح‌ شده‌ و در راستاي‌ فرايند توسعه‌ قرار گيرد. پيش‌ از عصر رسانه‌ها هرشخصي‌ در حد محيط فيزيكي‌ و اجتماعي‌ اطراف‌ خود اطلاعات كسب‌ مي‌كرد، ولي‌ در عصرارتباطات‌ راديو، تلويزيون‌، روزنامه‌ها و مجلات‌ و تمامي‌ اطلاعات‌ مبتني‌ بر خانواده‌ها،نهادها و فرهنگهاي‌ جوامع‌ مختلف‌ در اختيار هر شخصي‌ قرار مي‌گيرد كه‌ به‌ رسانه‌ها رجوع‌كند و انبوهي‌ از اخبار و اطلاعات‌ گوناگون‌، تخصصي‌ و حتي‌ متناقض‌ را دريافت‌ كند وهمين‌ تكثر است‌ كه‌ خصيصه‌ جديد ديگري‌ را به‌ دانش‌ مبتني‌ بر اطلاعات‌ مي‌افزايد. به‌بيان‌ ديگر، در قلب‌ انقلاب‌ ارتباطات‌، انتشار جهاني‌ دانش‌ نهفته‌ است‌ و از اين‌ روي‌ انقلاب‌ ارتباطات‌ مي‌تواند به‌ نفع‌ بشريت‌ و در راستاي‌ كاستن‌ فاصله‌ها قرار گيرد و دموكراتيك‌ و آزادي‌بخش‌ باشد.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 17:20  توسط دکتر کاوه احمدی علی آبادی  | 

کاوه ی بلاگر

 

کاوه آهنگر نام شیرمردی دادخواه در اساطیر ایران زمین بود که با ضحاک ماردوش و سفاک جنگید و ایرانیان را از ستم سلطنت او رهایی بخشید...

اما کاوه ی بلاگر اینک در فضای وب هویتی آشنا و غریب با آن یافته است. آشنا از آن جهت که همان ندای دادخواهانه و دیگرخواهانه است که بر می خیزد و متفاوت از آن روی، که نه آهنگری اسطوره ای، که بلاگری ساده است و نه با پتک و آهن که با نوشتار و بلاگ، و نه به سوی دژخیمان و گماشتگان شان، بلکه به سمت ناشناخته ها و راه حلها می شتابد و با آن هویتی حتی ورای نویسنده اش یافته است.

ای کاش می شد چون روایت کاوه ی آهنگر همه چیز را بر شانه های یک دشمن کوفت و با جایگزینی کسی دیگر به جایش، همه را آزادانه به اهداف شان رساند!؟ اما کاوه ی بلاگر با بررسی و تحلیل به سراغ پدیده ها و مسایل اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و... می رود و کاستی ها  و نیستی ها را جستجو می کند و در این راه خود را تنها نیز نمی پندارد (حداقل همراهی خوانندگانش را با خود دارد)...

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 23:45  توسط دکتر کاوه احمدی علی آبادی  |